قسمت هشتاد و چهارم- قصه سؤال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی علیه السلام که امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه های تو چون تر نیست

بسم الله الرحمن الرحیم در درون دوستان و اولیا باغ و بوستانی است که به کوری چشم منکران نشانه محبوب است و آفرینش تازه هر زمان

بندگی برای انسان در غیاب عقل و قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم قرآن وپیامبر آمدند تا ما را از بندگی و بردگی رهایی بخشند اما چندی نگذشت که نشانه های بندگی وبردگی به تدریج آغاز شد همان بندگی که در تمام ملت ها به انواع گوناگون دیده می شود..انسان ها یکسان سازی می شوند تا در خدمت نهادهای …

قرآن: معجزه ای که از یادش بردیم، کتابی که فراموشش کردیم

بسم الله الرحمن الرحیم قرآن کلام خداست واین جمله به معنای حقیقی آن دریافته نمی شود و قرآن قرن هاست که در سایه سخن انسان گم شده است خدایی که در کتاب خویش می گوید گمان وظن انسان را ذره ای از یقین بی نیاز نمی کند چگونه ممکن است …

قسمت هشتاد ویکم- داستان آن پیر چنگی کی در عهد عمر رضی اللّه عنه از بهرخدا روز بینوایی چنگ زد درمیان گورستان

بسم اللّه الرحمن الرحیم/ حکایت تازه ای که مولانا آغاز می کند داستان مردی است نوازنده چنگ، مولانا به بهانه نواختن شورانگیز او ما را به یاد اسرافیل و نوای او می اندازد که مردگان را زنده می کند همچنان که نغمه درون اولیا جان مرده ی ما را …