آیا این درست نیست که اکنون دست کم بیشتر دنیا لباس ترس به تن دارد یا لباس گرسنگی؟

آیا این درست نیست که اکنون دست کم بیشتر دنیا لباس ترس به تن دارد یا لباس گرسنگی؟

بسم الله الرحمن الرحيم

از قرآن کریم

رمضان ۱۴۴۲

آیه ۱۱۲ سوره نحل

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ

(و خداوند مثالی زد : قریه ای را که در اطمینان و امنیت بود روزیش به فراخی و خوشی از هر جا می رسید آن گاه به نعمت های خدا کفر ورزید و خدا لباس گرسنگی و ترس بر او چشانید ، به خاطر آن چه انجام می دادند. )

 

آیا این آبادی ها را سراغ نداریم؟ و چه نعمتی بزرگ تر از نعمت قرآن و پیامبر که به آن ها کفر ورزیده شد؟ می دانیم که  برای کفر انواعی است و یکی پنهان کردن خدا و رسول خداست و انکار ارکان دین او که کار کوران است :

ذم خورشید جهان ذم خود است

که دو چشمم کور و تاریک و بد است

یکی هم شکر نعمت او را به جا نیاوردن و نعمت او را کفران کردن که مثلا با چشمت کاری کنی که نباید و با گوشت و با دستت و با اسباب کاری که برای آن نیست کنی و حکمت خدا را ندیده بگیری که در این حال کفر نعمت او می کنی.

اما دیگری هم حق تلاوت آیات خدا را نشناختن و به آیات خدا عمل نکردن است ، ربا خوردن ، دروغ گفتن ، ظلم کردن و…که همه این ها به هم مرتبط است …چه بر سر چهارراهی نشستن وگدایی کردن بهتر از رباخوردن است ولی آن دست و پا وقتی انسان را به آن جا بکشاند می شود کفر از این نوع که آیات خدا را ندیده گرفته و به جنگ با خدا برخاسته و هم کفر از آن نوع که از اسباب استفاده نابجا کرده و اگر آن را انکار کند می شود کفر از نوع اول.

و همچنین گناهان دیگر چون دروغ ، اگر بگوید هم آیات خدا را انکار کرده و هم از زبان استفاده ای کرده که برای آن نیست و هم اگر حرمت دروغ را انکار کند از نوع کفر اول است .

و هم گاهی کفر عدم قناعت است که قوم موسی را از آسمان غذا می رسید و آن ها بر طعام واحد صبر نکردند و…

پس سوال اینجاست آیا جامعه کفر نورزید ؟ آیا بدو لباس ترس و گرسنگی چشانده نشد؟ چگونه می توان انتظار داشت که جامعه ای ربوی به گرسنگی کشیده نشود و خداوند به چه زیبایی می گوید که گرسنگی می چشند و همچنین به چه زیبایی می گوید که به قریه آن ها لباس گرسنگی و ترس چشانید یعنی شاید اگر لباس چشاندن را به قریه برگردانیم یعنی گرسنگی و ترس آن ها را دربر گرفت و آن ها را لمس کرد و آن ها احساسش می کردند با تمام وجود به خاطر کفرشان، همان قریه ای که روزی در امنیت و آسایش و اطمینان بود.

شاید پرسیده شود پس غرب چه ؟ پاسخ ساده است آن ها سال های طولانی است که لباس ترس به تن دارند چون گرفتار امری موهومی و خیالی اند و راه آرامش آنان با ندیده گرفتن عقل و آگاهی پیموده شد و بی شک آرامشی خیالی بود و روزی که بین آن ها و آن چیزی که می خواهند حجاب قرار داده شود جز اضطراب چیزی از آنان نمی ماند و این معنای  گفتار خداست: وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ ( و حجاب قرار داده شد میان آنان و آن چه بدان میل می داشتند)…اضطرابی که هم اکنون درون آن هاست ولی آن روز عیان می شود. چرا که موضوع خواست آنان نه خداست و نه امری که رنگ معرفت دارد و رنگ خدا و وقتی موضوع خواست امری متغیر و فسادپذیر باشد خواهنده نیز راهی جز تشویش و عذاب نخواهد داشت. و این در ابتدا کفران نعمت عقل است و کفران نعمت نگاه کردن و  از دریچه چشم انسان به مثابه انسانی آگاه و به مثابه انسان دیدن.

آیا این درست نیست که اکنون دست کم بیشتر دنیا لباس ترس به تن دارد یا لباس گرسنگی؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.