حجيت قرآن و حدیث  و مسئله هنر در اسلام

حجيت قرآن و حدیث و مسئله هنر در اسلام

 

بسم الله الرحمن الرحيم

حجيت قرآن و حدیث

و مسئله هنر در اسلام

الحمدلله ، درود خدا بر آخرین فرستاده اش محمد بن عبدالله و خاندان و پیروان او

۱٫محور تمام امت و تمامی علوم دینی و عقلی که به مسائل دین می پردازد کتاب مقدس قرآن است که به معنایی در همان ابتدای کتاب خود را معرفی می کند و با لفظ «ذلک الکتاب» گویا می خواهد به ما بگوید که این کتاب است به معنای حقیقی آن و دیگر کتب هرچه به این کتاب نزدیک باشند می توانند کتاب باشند.

۲٫ قرآن کلام خداست به تمامی بی هیچ گونه نقصی و افزایشی باید همین گونه که هست به ما می رسیده و همان گونه که در خود کتاب گفته است « و به راستی ما آن را نگهداریم» حفظ آن به عهده سخنگوست.

۳٫ ایمان به این که قرآن آخرین کتاب خداست و خداوند آن را حفظ کرده است یک اصل اساسی بر هر مسلمانی است و اعتقاد خلاف آن ، خلاف باور اسلامی است و انسان را از دایره امت خارج می کند

۴٫خداوند در قرآن کریم برخی از دستورات را بیان کرده و به مسائلی در شریعت پرداخته و نحوه زیست دینی را برای ما مشخص کرده است

۵٫هیچ کسی فصیح تر از خداوند نیست وهیچ کسی نمی تواند شیواتر ، رساتر و ساده تر از خداوند و همچنین قابل فهم تر از خداوند منظور خویش را در دستور خویش بیان کند.

۶٫ وقتی کسی می خواهد به یک نفر دیگر امری کند او را با زبان آرایه آمیز و پیچیده مورد امر قرار نمی دهد چرا که ممکن است او گمراه شود به ویژه زمانی که موضوع امر بسیار مهم و مایه صلاح کسی باشد.

۷٫ خداوند آیاتی از قرآن که متشابهات می نامد را دارای معنایی خاص دانسته که فهم آنان در اختیار خدا و خردمندان است اما پاره دیگری از قرآن که ام الکتاب لقب داده شده ، اصل کتاب اند

۸٫ اگر متشابهات آیات تفسیر پذیر باشند با توجه به متن قرآن کریم ، محکمات را بر اساس ۵ و ۶  می توان آیاتی دانست که احکام دین را بیان می کنند یا گفت دست کم این آیات باید محکم باشند و ممکن است آیات دیگری غیر از احکام نیز محکم باشند که این چنین نیز هست اما آیات احکام حتما محکمند

۹٫در نتیجه ساده ترین معنا ، ظاهری ترین معنا در آیاتی که خداوند در آن جا احکام و شریعت را بیان می دارد باید مد نظر قرار بگیرد.

۱۰٫خداوند فهم محکمات قرآن را موکول به طبقه خاصی نکرده است درنتیجه هر انسانی با هر درجه سوادی و از هر قشری می تواند محکمات دین خود را از قرآن دریابد

۱۱٫ از آن جا که قرآن آخرین کتاب است و در خود قرآن برای هر زمانی کتابی و برای هر قومی پیامبری دانسته شده است در نتیجه در زمانی که کتابی نازل نمی شود و پیامبری نیست پس از قرآن ، کتاب آن زمان قرآن و پیامبر آن زمان محمد بن عبدالله است

۱۲٫ در نتیجه محکمات قرآن در تمام زمان بعد از قرآن صدق می کند چرا که در غیر این صورت باید کتاب دیگری نازل شود و احکام و شریعت تازه ای را بیان کند و یا پیامبر جدیدی بیاید

۱۳٫ آن که احکام قرآن را موقوف به زمان می کند از بندگی خدا خارج شده و احکام غیر خدا را اجرا می کند که این خلاف ایمان به خدا ، قرآن کریم و پیامبری محمد بن عبدالله است.

حدیث پیامبر

۱۴٫ قرآن ما را به اطاعت از پیامبر دستور داده است وبارها اطاعت او را امر کرده

۱۵٫ چگونه می توان فهمید پیامبر چه گفته و به چه چیزی امر کرده و ما را از چه چیزی بازداشته است؟ آیا می توان سخن رسیده از پیامبر را و یا حدیث را چون آیات قرآن بر اساس صورت ظاهری فهمید؟ آیا احادیث امری ظنی هستند ؟ اگر این گونه است مگر قرآن مرتبه ظن را مرتبه دون مایه و غیر معرفت بخش نمی داند؟

۱۶٫ برخی از موارد در سنت پیامبر و حدیث دارای تواتری چون قرآن هستند و این امور بدون نیاز به فهم علم حدیث در طول تاریخ اسلامی بدان ها باور داشته شده است و هر مسلمان به آن ها عمل می کرده چون تعداد رکعت نماز که امری است همچون احکام قرآنی ثابت و یقینی در حالی که امر پیامبر است و سنت او .

۱۷٫ در نتیجه سنت پیامبر لزوما وابسته به حدیث خاص نیست بلکه تواتر می تواند برخاسته از عمل مسلمانان باشد

۱۸٫ آن عمل که یقینا دستور پیامبر باشد و واجب دانسته شده باشد چون محکمات قرآن باید عمل گردد چرا که خود قرآن به آن دستور داده است

۱۹٫ در صورتی که حلال و حرام در غیر از قرآن و دانسته شده از سنت پیامبر امری غیر قابل تردید باشد در آن صورت می توان گفت این حکم نیز حکمی است که ایمان به آن لازمه ی دین و باورمندی به دین است.

۲۰٫ حدیث پیامبر و قرآن در مراتبی با هم اختلاف دارند ، کتاب قرآن مجموعه ای است واحد که آیات آن همدیگر را تفسیر می کنند و همه آیات را می توان با هم دید و بی هیچ تردید از خداست در حالی که حدیث پیامبر مجموعه ای است پراکنده از زمان های مختلف حیات پیامبر و در پاسخ به مسائلی متفاوت و بسیاری از احادیث به ما نرسیده و یا به بسیاری نیز اضافاتی نیز صورت گرفته است

۲۱٫ علم حدیث علمی است بسیار محکم و غیر قابل قیاس به علمی چون تاریخ که داده های آن و تفاسیر داده های آن به هیچ عنوان نمی تواند معرفت بخش باشد و استحکام علم حدیث از این بر می آید که هر شخصی که از دیگری نقل کرده باید با تمام ویژگی های حفظ و ایمان و …شناخت شود و باید اطمینان حاصل کرد که می توانسته چنین حدیثی را نقل کند

۲۲٫ اما اعتقاد برخی از راویان نسبت به کافی بودن انتقال معنا و همچنین در دسترس نبودن همه ی سخنان پیامبر و اعمال صحابه و ائمه این سوال را در ذهن ایجاد می کند که آیا می توان از حدیث پیامبر که اجماع مسلمانان در طول تاریخ را نداشته است معنای حلال و حرام ذاتی دین را دریافت؟

۲۳٫ در مواردی که اختلافی وجود ندارد و در میان امت وحدت نظر وجود دارد حدیث پیامبر که برخاسته از متقیان اهل حدیث و حافظ است بی تردید عمل می شود حتی اگر خبر واحد باشد چرا که خداوند در قرآن به ما دستور داده است که در صورتی خبری را مورد بررسی قرار دهیم که از فاسقی آمده باشد و این به این معناست که خداوند ما را برحذر نداشته که خبر غیرفاسق را قبول کنیم و در صورت عدم قبول آن و ایراد گرفتن به متقی این ما هستیم که ممکن است خطاکار و گنهکار باشیم و نه آن متقی اهل حدیث.

۲۴٫ خداوند تنازع با ولی الامر را بیان کرده آن را نهی نکرده و گفته است که هنگام تنازع به خدا و رسول خدا رجوع کنید

۲۵٫ در برخی از احکام امکان تنازع دور از ذهن نیست در نتیجه باید گفت هنگام تنازع منبع حل اختلاف قرآن است و سنت ثابت پیامبر که در آن تردیدی نباشد

هنر و زیبایی

۲۶٫ خداوند عالم مطلق است و هر خبری از او علمی است بی شک و پیامبر خدا نیز سخنش از هوا نیست و بر اساس وحی سخن می گوید و او بخرد بخردان است اما علمای دین عالم مطلق نیستند و امکان فهم نادرست سخن و خطا در آن ها وجود دارد

۲۷٫ علمای دین اکثر قریب به اتفاق اهالی هنر نبوده اند و چون هنر در دوران گذشته نمادی از امور سلطنتی ،پادشاهی و شرک آمیز بوده است ویا نشانه ای از مجالس باده گساری و هوسرانی و …بسیار دور از ذهن است که عالم دینی چندان به موضوع هنر اندیشیده باشد به ویژه در مناطقی که موضوع هنر کمتر در آن جا نمود داشته است مانند هنر معماری ، پیکرتراشی ، نقاشی و.. و می بینیم که به دلیل تاثیر بیش از اندازه شعر در جامعه عرب و اسلام نه تنها علما از شعر خبر داشته اند بلکه چه بسا خود شاعرانی زبردست بوده اند چون امام شافعی وبلکه بزرگ تر از او امام علی بن ابی طالب ، این در حالی است که قرآن در نکوهش پیروان شاعران سخن گفته است ولی این بزرگان شعر حقیقی را از شعر دون جدا دانسته اند حال آن که وجود صحابی پیامبر حسان بن ثابت در کنار پیامبر نشانه ی همین ماجراست که حتی از شعر به عنوان ابزاری در جهت دشمنی استفاده می کند و پیامبر می گوید که جبرئیل یاریش کند.

۲۸٫ در نتیجه فهم مسئله ی هنر و ذکر احادیث هنر باید با فهم خود هنر تا اندازه ای همراه باشد چرا که در غیر این صورت این شبهه به وجود می آید که شاید راوی حدیث معنای حدیث را نقل کرده باشد که در این جا دچار سو فهم شده باشد ولی اگر ظاهر حدیث به گونه ای باشد که بتوان بی هیچ تفسیری معنای کلام پیامبر را دانست دیگر جای بحثی باقی نمی ماند

۲۹٫ تنها هنری که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است شعر است که آن هم نه خود شعر و حتی نه خود شاعران بلکه کسانی که از آن ها پیروی می کنند وگمراهند مورد نکوهش قرار گرفته اند

۳۰٫ شعر و هنرهای دیگر از یک جنس اند و در ایجاد فضای هنری غیر قابل بیان و تجربه هنری شریکند ، همان شعر اگر سخن لهوی باشد برای هوسرانی حرام و اگر برای دشمنی با دشمنان خدا باشد چه بسا واجب باشد و ضروری در جایی که چون اسلحه از آن استفاده می شود.

۳۱٫ در جوامع کنونی از هنرهای بصری چون سینما و تلوزیون ، عکاسی و … به عنوان ابزار برای جنگ و تغییر عقیده و باور و تاثیرگذاری استفاده می شود و چه بسا بیش از شعر در جامعه مذکور اهمیت داشته باشد..

۳۲٫ حرام دانستن پیکرتراشی و نقاشی موجودات جاندار بر مبنای دلایلی بسیار محکم است که نمی توان این حرمت را به سادگی نادرست دانست اما دراین جا سوالاتی به  وجود می آید که آن که این امور را حرام می داند باید بدان ها پاسخ گوید:

الف: آیا این خلاف حکمت خدا و نزول قرآن و سادگی قرآن و دین که خداوند و پیامبر به آن اشاره کرده اند نیست که برای فهم یک مسئله حرام انسان به دنبال دلایل بسیاری بگردد و گاهی شاید سرگردان بماند ؟

ب: آیا عالمانی که احادیث را نقل کرده اند موضوع حدیث را نیز به خوبی شرح داده اند که وقتی پیامبر تصویرسازان را مستحق عذاب می داند ویا سخت ترین عذاب را برای آنان می داند همه ی تصویرسازان را می گوید؟ ذات تصویر را می گوید ؟ یا تصویر را با توجه به کارکرد آن می گوید؟ اگر ذات تصویر را می گوید چرا در حدیث صحیح است که حضرت عایشه با عروسک هایش بازی می کند ویکی از آن ها اسبی است که بالدار است و پیامبر با مهربانی تمام با او برخورد کرده و هیچ نهی در کار نیست؟ پس می توان گفت ذاتا تصویر حرمت ندارد و حتی در حدیث صحیح است که وقتی پیامبر از وجود پرده ای با تصویر پرنده شکایت می کند حضرت عایشه آن را می برد تبدیل به پشتی می کند وهنوز تصویر روی پشتی است و پیامبر به آن تکیه می دهد و اعتراضی نمی کند.

اگر با توجه به برخی احادیث همه ی تصویرسازان را می گوید و دلیل حرمت آن را شباهت به خلق خدا می داند ، این سوال پیش می آید که چگونه در تصویرسازی انسان شباهت به خلق خدا وجود دارد . یا در تصویرسازی حیوان و این امر درباره درخت و …صدق نمی کند ؟ یعنی آن ها خلق نیستند؟

۳۳٫ در حدیث صحیح است که خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد ، پرهیز از زشتی امری الهی است ، زیبا کردن خویش و محیط خویش در کنار دوری کردن از مظاهر هوسرانی و سرمایه داری است که مورد تایید سنت پیامبر است چرا که پیامبر از تزیین مساجد نهی می کند و در سنت او ساخت عمارت نیست و اشرافی زیستن و هرگونه نماد سرمایه داری و اشرافی گری است که در اسلام نهی شده است و اگر هنر که یکی از نمادهای اصلی اشرافی گری است بخواهد به این معنا ظهور کند بی شک مورد انکار پیامبر قرار می گیرد در نتیجه

آن معماری و هنری مورد تایید دین است که در کمال سادگی زیبا باشد و نشانه های شرک و دنیاگری در آن نباشد

۳۴٫ وجود اقوام و قبایل مختلف در قرآن دلیلی برای شناختن آن هاست و یکی از مظاهر فرهنگ یک ملت هنر آن است بی شناخت هنر،شناخت یک ملت بسیار سخت است و حتی شاید مستقیم ترین  راه شناخت ملت های گذشته معماری و هنر آنان است ، همان گونه که قرآن می گوید به آثار آنان نگاه کن و نمی گوید کتب آنان را بخوان چون در کتاب تحریف رخ می دهد ولی در آثار نه. در نتیجه شناخت تاریخ هنر برای شناخت فرهنگ یک امت حتی برای شناخت نمادهای بت پرستی نیز شاید مفید باشد.

۳۵٫ بدون شناخت نحوه استفاده از هنر و زیبایی در جهان امروز دشمنان دین با سینما و تلوزیون ،  معماری و هنرهای دیگر جامعه را به کلی تغییر داده و هیچ اسلحه ای دیگر به کار نخواهد آمد در نتیجه برای حفظ خویشتن و حفظ دین شناخت هنر ضروری است و از مهم ترین امور امروز زندگی امت  است

۳۶٫ همه چیز تا زمانی که قابل نزاع نیست امر ضروری دین است و در غیر این صورت نباید بر آن مسئله در خود دین امور، مورد سخت گیری قرار گیرند برای مثال اکنون که ربا جز اساسی جامعه است باید با ربا مبارزه کرد که در حرمت عظیم آن تردیدی نیست و باید مباحث بر روی آن باشد و بر روی مباحث دیگری چون نحوه پوشش و فساد اخلاقی و …

۳۷٫ استدلالی که درباره ذات تصویر آورده شد درباره ذات موسیقی نیز می تواند آورده شود البته پرسشی که در این باره هست و شاید دلیلی را هم در خود نهفته دارد و آن این است که اگر موسیقی ذاتا حرام است چرا پیامبر در جشن خاصی به آن جواز داد( دست کم به دف)؟ و آیا حرامی که حکم قطعی دین باشد موقف می شود به یک حدیث (صحیح بخاری) که ممکن است درباره آن و فهم معنای آن تردیدی وجود داشته باشد؟ در نتیجه بهتر نیست آن را متناسب کاربرد آن بدانیم(چون افلاطون)؟

۳۸٫ انسان باید همه چیز را به رنگ دین و خدا درآرد و هرچیزی که رنگ خدا ندارد را کنار بگذارد دست کم این چیزی است که روح قرآن و دین از آن خبر می دهد پس بهتر آن است که آن جا که ناگزیر از هنریم که انسان از هنر ناگزیر است هنر را به رنگ خدا دربیاوریم و با کنار نهادن هنر به یکسو میدان را برای دشمن خالی نگذاریم و فراموش نکنیم که ناکشور اسرائیل در جنگ ۱۱ روزه یکی از ساختمان هایی را که مورد حمله قرار داد ساختمان رسانه ها بود ، ما به هنرهای تصویری برای جنگیدن نیازمندیم و به شناخت آن ها برای شکست نخوردن.

۳۹٫ در جامعه ایده آل اسلامی معماری در ساده ترین شکل خود زیباست و هیچ نشانه ای از اشرافی گری ندارد . هر امر غیر ضروری چه در هنر چه غیر هنر مورد نکوهش است چه اگر کسی لباس زیادی داشته باشد در دین مورد نکوهش است اما اگر یک لباس زیبا داشته باشد مورد نکوهش نیست به شرطی که آن لباس لباسی نباشد که او را انگشت نما کند.

معماری، لباس ، شعر ، عکاسی ،نقاشی ، سینما و …تا زمانی که نشانه ی اشرافی گری ، دنیاگرایی و هوسرانی ، شرک و حکومت کفر را نداشته باشند می توانند نماد زیبای فرهنگ هر بخش از امت اسلامی باشند و هیچ کس نمی تواند هنر را از زندگی انسان حذف کند و این دور است از خدایی که خود چه ساده و زیبا اشاره کرده است که  زیبایی گوسفندانی که از چرا بر می گردند و به چرا می روند را برای ما قرار داده است و به ما گفته است چرا به شتر نگاه نمی کنید که چگونه خلق شده ، حال آن که می دانیم شتر چیزی است که عرب با آن می زیسته ولی نگاهش نمی کرده ، دعوت به نگاه کردن دعوتی است از طرف خدا و زیبایی را خدا برای انسان آفرید.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.