لحظاتی زیبا در کتاب خدا

لحظاتی زیبا در کتاب خدا

بسم الله الرحمن الرحيم

درک لحظاتی زیبا که یک نفر گله اش را برای چرا به  صحرا می برد، لحظه ای مسرت بخش و دلنشین تر از آن لحظه ای که از چرا گله را بر می گرداند..موضوعی آن قدر مهم است که خداوند باریتعالی به آن در کتاب مقدس خویش پرداخته است..مشاهده زیبایی برای خود زیبایی امری است که آیاتی شریف ما را متوجه آن می کند لحظه ای که اگر دریافته شود دلنشینی خلقت خدا و فعل خدا را آشکار می کند نعمتی که شاید از کاربردها وراتر باشد چرا که این نعمت ویژه انسان است ..

وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿۵﴾

وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ ﴿۶﴾

وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ ﴿۷﴾

وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۸﴾

و چهارپایان را آفرید برای شما در آن لباس(گرم) و منافعی است و از آن ها می خورید /

و برای شما در آن ها “زیبایی” است وقتی (آن ها را) بازمی گردانید و وقتی به چرا می برید/

و بارهایتان را به سرزمینی می برند که نمی توانستید جز با مشقت بسیار به آن برسید بی شک پروردگار شما رئوف مهربان است/

و اسبان و استران و خران را برای این (آفرید) که بر آن ها سوار شوید و (برای) زینت و آن چه نمی دانید را می آفریند.

۱-خداوند منافع حیوانات را و کاربرد آنان را از زیبایی جدا می کند و این یعنی زیبایی امری است که با سودمندی در ارتباط نیست و خود مفهومی جداست ، نشان دادن این امر با استدلال فلسفی شاید در افلاطون دیده شود و یا کسان دیگر ، با این حال در کتاب حقیقی می بینیم که چگونه خداوند بر ما منت می نهد که در حیوانات برایمان زیبایی قرار داده است و زیبایی را از منافع و کاربردها و از لباس ، سوارشدن بر آنها ،خوراک و از حمل بار جدا می کند. در نتیجه زیبایی امری است فارغ از سودمندی خداوند تبارک و تعالی از کلمه زینت استفاده می کند جدای از کاربرد سوارشدن برای حیوانات در آخرین آیه، که این خود نشان دهنده امری غیر کاربردی است و نشان دهنده همین مورد است.

۲-خداوند متعال وقتی می گوید که در حیوانات زیبایی است اول وقتی از چرا برمی گردند را می گوید و بعد وقتی به چرا می روند ، تصور کنید گله گوسفندانی را که بامداد از خانه بیرون می روند به قصد چرا ، گوسفندان گرسنه شتابان به سوی خوراک خویش حرکت می کنند و هر گروه یا گوسفندی تنها جایی را انتخاب می کند تا چرا کند منظره ای از گوسفندان متفرق اما به غایت زیبا دیده می شود و گوسفندانی که جز چرا کار دیگری ندارند حرکت آن ها در هم دیگر از جایی به جای دیگر همه زیبا و دلنشین است اما وقتی گوسفندان سیر شدند و وقت آن رسید تا پسینگاهان از چرا برگردند در خطی منظم می شوند یا در مجموعه ای قرار گرفته و شادمان و با شکمی پر برمی گردند صدای زنگوله هایشان در طبیعت بکر و جمع گله چشم نواز و گوش نواز است ..برای چوپان نیز برگشتن گله دلنوازتر خواهد بود وقتی مقصود برآورده شده است ، شاید برآورده شدن مقصود و رسیدن به نقطه ی دلخواه باعث شود زیبایی بهتر دیده شود وزیبایی بیشتر نشان داده شود اما خود زیبایی نیست.

۳-خداوند در آیه آخر بعد از کاربرد اسب و استر و درازگوش ، زینت آن ها را می گوید و زینت را از این موارد جدا می کند ، و حال شاید باید این گونه بگوییم که وقتی خداوند می گوید : أَفَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الإبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ( آیا به شتر نگاه نمی کنند که چگونه آفریده شده است) این نگاه باید نگاهی زیبایی شناسانه نیز باشد.

چنان که گفته شده زیبایی امری است که با درک ما به عنوان یک انسان ورای همین چهارپایان سر و کار دارد درکی که چهارپایان از آن فارغند و این زیبایی طبیعی را خداوند برای ما آفریده است تا بدان بنگریم و شکر نعمت او را به جای آوریم که شکر نعمت یکی این است که نگاه ما این زیبایی را در کنار نعمت های دیگر ببیند آن طور که باید ببیند و درک کند که این زیبایی نعمتی الهی است.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.