بسم الله الرحمن الرحیم
«محکم و متشابه» در آیه ۷ سوره آلعمران
در جامعهای که احکام قرآنی از میان رفته و باور به آن و، در کمترین حالت، عمل به آن تعطیل شده است، آنچه در قرآن، بیش از همه آیات شاید، غریب افتاده باشد، آیه هفتم سوره آلعمران است. احتمالاً بارها شنیدهاید که یک نفر، وقتی از قرآن سخن میگوییم و یا درباره حکمی از قرآن حرف میزنیم، میگوید: «زمانه تغییر کرده است.» یا اینکه میگوید: «قرآن نیازمند تفسیر است و شما مفسر نیستید.» و قرآن را به ساختار روحانیت ارجاع میدهند که خود این ساختار هم امر بدیعی است. با این حال، همیشه این پرسش پابرجاست که اگر در صدر اسلام پیرزنی حکم قرآن را به یاد خلیفه میآورد و یا اینکه در متن قرآن این کتاب آسان و روشن برای همه بود، پس چرا تفسیر قرآن بهصورت حصری متعلق به گروه خاص شناخته شد.
بیشک یکی از عوامل این فساد در تاریخ دین چیزی نبود جز راحتی پیروی از نفس و خواستهایی که احکام ظاهری قرآن آن را افسار میزد؛ اما یک آیه در برابر این اندیشه ناسازگار با متن مقدس میایستد و آن آیهای است که در زمینه آن میتوان یقین کرد که برخی آیات تفسیرپذیر نیستند. پیش از این، نوشتههایی درباره اینکه چرا قرآن زمانمند و مکانمند نیست، سخن گفته شد و اینکه اگر قرار باشد حکمی از قرآن در زمان تغییر کند، دیگر چه نیازی به وجود قرآن است؟ و همچنین این استدلال آورده شد که اگر قرآن نیازمند تفسیر است و یا احکام ظاهری قرآن نیازمند تفسیر است، پس چگونه حرف خود آن مفسر که از خدا بلیغتر و فصیحتر نیست، نیازمند تفسیر نباشد.
با این حال، در جامعهای که میتوان گفت حکمی از خدا نیست که به آن بیاعتنایی نشده باشد و جوامعی که ربا و تهمت و دروغ و تولای ناباوران و دوستی ستیزهکاران در آن ستایش به شمار میآید، چگونه میتوان از متن مقدس یاد کرد. مسلماً آن ناباوران، هنگام رویارویی با این نوشتهها، آنان را به سخره گرفته و به باد ناسزا خواهند گرفت و یکی از دلایل خذلان و پستی جوامعی که خود را مسلمان میدانند، دقیقاً سکوت در برابر این همه نزاع گمانی و یاوههای ناباوران است؛ تا حدی که خود این مسلمانان به جبر جامعه احکام خدا را تعطیل کردهاند.
به این بهانه، نگاهی میاندازیم به تفاسیر گوناگون از آیه ۷ سوره آلعمران:
آیه ۷ سوره آل عمران؛ تفسیر محکم و متشابه از دیدگاه مفسران
آیه ۷ سوره آل عمران یکی از مهمترین آیات قرآن درباره «محکم و متشابه» و شیوه صحیح فهم آیات قرآن است. در این آیه، قرآن به دو دسته آیات محکم و متشابه تقسیم میشود و سپس دو شیوه متفاوت در مواجهه با آیات متشابه معرفی میگردد: گروهی که برای ایجاد فتنه و رسیدن به تأویل دلخواه خود از متشابهات پیروی میکنند و «راسخان در علم» که همه آیات را از جانب خداوند میدانند.
در این مقاله، تفسیر آیه ۷ سوره آل عمران در آثار چند تن از مهمترین مفسران اسلامی، از جمله طبری، میبدی، زمخشری، فخر رازی، علامه طباطبایی، قرطبی و ابنکثیر، بررسی و با یکدیگر مقایسه میشود. همچنین حدیث پیامبر اکرم(ص) درباره پیروی از متشابهات و مهمترین نقاط اشتراک و اختلاف مفسران بررسی خواهد شد.
متن آیه ۷ سوره آل عمران
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»
این آیه، قرآن را دارای آیاتی محکم و آیاتی متشابه معرفی میکند. آیات محکم «امّالکتاب» و اساس فهم قرآن معرفی شدهاند. در مقابل، آیات متشابه میتوانند زمینه اختلاف در فهم و برداشتهای متفاوت را فراهم کنند.
آیه سپس میان دو گروه تفاوت میگذارد: کسانی که در دلهایشان زیغ و انحراف است و از متشابهات برای فتنه و تأویل دلخواه استفاده میکنند، و راسخان در علم که در برابر آیات قرآن موضعی همراه با ایمان و فروتنی علمی دارند.
تفسیر آیه ۷ آل عمران از دیدگاه طبری
محمد بن جریر طبری «محکمات» را آیات استوار و روشن و «امّالکتاب» را به معنای اساس و مرجع اصلی قرآن میگیرد. از نظر او، آیات محکم همان بخشی هستند که اهل قرآن هنگام نیاز به آنها رجوع میکنند.
در مسئله «تأویل» و جمله «وَما یَعلَمُ تَأویلَهُ إِلَّا الله»، طبری دیدگاهی را ترجیح میدهد که علم به حقیقت نهایی متشابهات مخصوص خداوند است. بنابراین «راسخون فی العلم» را در ادامه، به عنوان کسانی میداند که با وجود ندانستن آن حقیقت نهایی، ایمان خود را اعلام میکنند: «آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا».
نکته مهم در تفسیر طبری این است که رسوخ در علم فقط به انباشتن اطلاعات نیست، بلکه با ثبات ایمان و پذیرش حدود علم انسانی همراه است.
طبری در تفسیر آیه ۷ آل عمران ابتدا معنای «متشابهات» را از نظر زبانی توضیح میدهد و آن را به آیاتی مرتبط میکند که از جهت تلاوت مشابهاند، اما از جهت معنا میتوانند تفاوت داشته باشند. سپس اقوال متعددی را از پیشینیان نقل میکند و نشان میدهد که در میان اهل تأویل درباره اینکه دقیقاً چه آیاتی محکم و چه آیاتی متشابهاند، اختلاف وجود داشته است.
در نخستین دیدگاه، محکمات آیاتی هستند که به آنها عمل میشود؛ از جمله آیات ناسخ یا آیاتی که حکم آنها تثبیت شده است. در مقابل، متشابهات آیاتیاند که عمل به آنها ترک شده و حکمشان به وسیله نسخ پایان یافته است.
بر اساس این دیدگاه، معیار اصلی میان محکم و متشابه، وضعیت حکم شرعی آیه است: آیهای که حکم آن باقی و قابل اجراست در حوزه محکم قرار میگیرد و آیهای که حکم آن نسخ شده، متشابه دانسته میشود.
طبری قول دیگری را نیز نقل میکند که بر اساس آن، محکم آیهای است که بیش از یک وجه برای تأویل آن وجود ندارد؛ بنابراین معنای آن روشن و تعیینکننده است. در مقابل، متشابه آیهای است که از نظر لفظ یا ساختار، ظرفیت چند احتمال در تأویل را دارد.
طبری در این زمینه سخن محمد بن جعفر بن زبیر را نقل میکند که آیات محکم را دارای حجت و عصمت و دورکننده از باطل میداند و متشابهات را آیاتی میداند که ممکن است در آنها تصرف و تأویل صورت گیرد و همین امر زمینه آزمون انسان را فراهم میکند.
قول دیگری که طبری نقل میکند، به شیوه بیان داستانها و مطالب مشابه در سورههای مختلف مربوط است. در این نگاه، برخی مطالب بهصورت روشن و تفصیلی بیان شدهاند، در حالی که داستانهای تکرارشده ممکن است از نظر الفاظ متفاوت یا از نظر معنا یکسان باشند.
طبری نمونههایی از داستان موسی، هود، صالح، ابراهیم، لوط و شعیب را مطرح میکند و توضیح میدهد که تکرار یک مضمون با عبارتهای متفاوت یا تکرار الفاظ با تفاوت در زمینه، میتواند در قلمرو تشابه قرار گیرد.
در قول دیگری، محکم آیاتی است که دانشمندان میتوانند تأویل و معنای آنها را بفهمند؛ اما متشابه آیاتی است که حقیقت آنها را جز خداوند کسی نمیداند. نمونههایی مانند زمان قیامت، برخی رخدادهای آینده و حقایق خاصی که خداوند علم آنها را برای خود اختصاص داده، در این دیدگاه مطرح میشود. همچنین حروف مقطعه آغاز برخی سورهها از مصادیقی دانسته شدهاند که حقیقت آنها برای انسان روشن نیست.
طبری در ادامه، در بحث از «ابتغاء تأویل»، توضیح میدهد که یکی از برداشتهای مهم این است که برخی افراد در پی دانستن زمان و حقیقت رخدادهایی هستند که علم آن برای آنان پوشیده است.
او در نهایت دیدگاهی را که متشابه را به امور پنهانی و زمانهایی مربوط میکند که علم آنها در اختیار خداست، به سیاق آیه نزدیکتر میداند. نکته مهم در روش طبری این است که او ابتدا اقوال گوناگون را گرد میآورد، سپس با توجه به سیاق آیه و معنای «تأویل»، یکی از آنها را ترجیح میدهد.
تفسیر آیه ۷ آل عمران در کشفالاسرار میبدی
میبدی در تفسیر این آیه، محکم را آیات روشن و استوار میداند که راه فهم و عمل را روشن میکنند و آنها را «مادر و اصل کتاب» معرفی میکند.
در برابر، متشابهات آیاتی هستند که ممکن است ظاهر آنها برای همه به یک اندازه روشن نباشد یا نیازمند دقت و بازگرداندن به اصول روشن قرآن باشند.
در نگاه میبدی، مشکل اصلی خودِ وجود متشابه نیست؛ مشکل زمانی پدید میآید که شخص با نیت فتنهانگیزی، متشابه را از چارچوب محکمات جدا کند و معنایی مطابق میل خود بسازد.
از این جهت، آیه یک معیار اخلاقی و تفسیری ارائه میدهد: عالم واقعی در برابر متشابه، متواضع و محتاط است و آن را با کلیت پیام قرآن ناسازگار نمیکند.
تفسیر الکشاف زمخشری از محکم و متشابه
زمخشری بر نقش محکمات به عنوان «امّالکتاب» تأکید میکند؛ یعنی محکمات باید پایه فهم سایر آیات باشند.
از نظر او، اهل زیغ کسانی هستند که به جای قرار دادن متشابه در چارچوب محکمات، سراغ بخشهایی میروند که امکان سوءاستفاده و چندمعنایی بیشتری دارند. هدف آنان نیز «ابتغاء الفتنة» و رسیدن به تأویلی است که از پیش در پی آن هستند.
در نتیجه، الکشاف بر یک اصل روششناختی تأکید دارد: نمیتوان یک عبارت متشابه را جدا از آیات روشن قرآن تفسیر کرد. این دیدگاه، متشابه را ابزار فتنه برای منحرفان، اما میدان تدبر و دقت برای اهل علم میداند.
تفسیر المیزان علامه طباطبایی
علامه طباطبایی در المیزان، محور اصلی آیه را رابطه میان محکم و متشابه و روش صحیح فهم متشابه میداند.
از نگاه او، متشابه نباید مستقل و جدا از محکمات فهمیده شود؛ بلکه آیات محکم، معیار و مرجع فهماند.
علامه همچنین بحث میکند که در ظاهر آیه، «وَالرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» میتواند از نظر نحوی محل اختلاف باشد؛ اما بر اساس سیاق، ویژگی راسخان این است که در برابر متشابهات دچار زیغ نمیشوند و میگویند همه این آیات از جانب خداست.
در عین حال، علامه میان «تأویل» به معنای حقیقت و بازگشت نهایی یک امر و «تفسیر» به معنای بیان مفاد لفظ تفاوت میگذارد. بنابراین ندانستن حقیقت نهایی برخی متشابهات، به معنای ناتوانی کامل از فهم قرآن نیست.
دیدگاه قرطبی درباره محکم و متشابه
قرطبی در ذیل آیه ۷ آل عمران تصریح میکند که دانشمندان درباره محکم و متشابه اقوال فراوانی دارند. او از جمله دیدگاه جابر بن عبدالله را نقل میکند که محکم آیاتی است که تأویل و معنای آنها شناخته شده است و متشابه چیزی است که علم آن به خداوند اختصاص دارد.
از نظر قرطبی، محکم در برابر چیزی قرار میگیرد که دچار التباس و احتمالهای متعدد است. بنابراین آیه محکم آیهای است که معنای آن روشن است و از جهت دلالت، به چند معنای متعارض کشیده نمیشود.
او برای توضیح واژه متشابه به معنای لغوی تشابه و التباس توجه میکند و نتیجه میگیرد که مراد آیه ۷ آل عمران صرفاً این نیست که بعضی آیات از نظر زیبایی یا هماهنگی شبیه یکدیگرند؛ بلکه سخن از آیات دارای احتمال و امکان اشتباه در فهم است.
قرطبی دیدگاهی را که متشابه را اموری میداند که خداوند علم حقیقت آنها را برای خود اختصاص داده، قوی میشمارد و آن را «بهترین قول درباره متشابه» معرفی میکند.
از این منظر، متشابه لزوماً آیهای نیست که هیچ معنایی نداشته باشد؛ بلکه ممکن است معنای کلی آن فهمیده شود، اما حقیقت نهایی و کیفیت آن برای انسان ناشناخته بماند.
قرطبی همچنین دیدگاههایی مانند اینکه کل قرآن محکم است یا کل قرآن متشابه است را با معنای مورد نظر آیه ۷ متفاوت میداند. او توضیح میدهد که تعبیر «کتاب أحکمت آیاته» درباره استواری و نظم قرآن است و «کتاباً متشابهاً» درباره هماهنگی و تصدیق متقابل آیات؛ اما محکم و متشابه در آیه ۷ آل عمران معنای خاصتری دارد و به وضوح یا احتمال و التباس در دلالت مربوط است.
دیدگاه ابنکثیر درباره آیه ۷ آل عمران
ابنکثیر محکمات را آیات روشن و دارای دلالت آشکار معرفی میکند و متشابهات را آیاتی میداند که دلالت آنها برای برخی مردم یا بسیاری از مردم محل اشتباه و ابهام است.
از نظر او راه درست این است که انسان هنگام روبهرو شدن با آیهای که برایش مشتبه است، آن را به آیات روشن برگرداند و محکم را معیار فهم متشابه قرار دهد.
ابنکثیر از ابنعباس نقل میکند که محکمات شامل ناسخ، حلال و حرام، حدود، فرایض و دستورهایی است که باید به آنها عمل شود.
در مقابل، متشابهات حوزهای است که امکان تصرف و تأویل وجود دارد و همین امر انسان را در معرض آزمون قرار میدهد. بنابراین نزد ابنکثیر دو سطح از تعریف دیده میشود: تعریف عمومی بر اساس روشنی و ابهام دلالت، و نقل تعریفی از ابنعباس بر اساس احکام و نسخ.
به نظر ابنکثیر، مشکل اصلی اهل زیغ این نیست که با متشابه روبهرو میشوند؛ مشکل در این است که عمداً متشابه را انتخاب میکنند و آن را مطابق هدف از پیش تعیینشده خود معنا میکنند.
او توضیح میدهد که آیات محکم معمولاً امکان چنین سوءاستفادهای را محدود میکنند، زیرا صراحت آنها حجت مخالف را از بین میبرد. بنابراین فرد منحرف به جای مراجعه متشابه به محکم، مسیر برعکس را طی میکند.
ابنکثیر برای توضیح این مسئله به استدلال مسیحیان درباره حضرت عیسی اشاره میکند: ممکن است کسی بخشهایی از قرآن مانند تعبیر «روح الله» و «کلمته» را جدا کند و بر اساس آنها استدلالی بسازد، اما آیات محکم دیگری که عیسی را بنده و مخلوق خدا معرفی میکنند کنار گذاشته شوند.
پس از نظر ابنکثیر، روش صحیح، جمع کردن آیات و تفسیر آیات متشابه بر اساس آیات محکم است، نه انتخاب گزینشی یک عبارت.
ابنکثیر دو کاربرد مهم برای واژه «تأویل» مطرح میکند: نخست، تأویل به معنای حقیقت و فرجام نهایی یک امر؛ در این صورت حقیقت کامل برخی امور را فقط خداوند میداند. دوم، تأویل به معنای تفسیر و بیان؛ در این صورت دانشمندان راسخ در علم میتوانند معنای متشابه را در حد توان علمی خود بفهمند.
حدیث صحیح پیامبر اکرم(ص) درباره آیه ۷ آل عمران
از عایشه(رض) نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) آیه ۷ سوره آل عمران را تلاوت کردند و پس از آن فرمودند:
«فَإِذَا رَأَيْتُمُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ، فَأُولَئِكَ الَّذِينَ سَمَّى اللَّهُ، فَاحْذَرُوهُمْ»
ترجمه: «هرگاه کسانی را دیدید که از متشابهات آن پیروی میکنند، آنان همان کسانی هستند که خداوند نام برده است؛ پس از آنان برحذر باشید.»
این روایت در صحیح بخاری، حدیث ۴۵۴۷، و صحیح مسلم، حدیث ۲۶۶۵، آمده است و از احادیث مهم در تبیین این آیه به شمار میرود.
پیامبر(ص) در این حدیث، معیار تشخیص گروه منحرف را «پیروی از متشابه» قرار میدهد؛ یعنی کسی که به جای تکیه بر محکمات، متشابهات را برای ایجاد فتنه و برداشت دلخواه دنبال میکند، همان مصداقی است که آیه درباره آن هشدار داده است.
یادداشت نهایی
همانطور که از نظرات مفسران و از خود آیه برمیآید، آیات محکم باید روشن و بدون معانی چندگانه و یا ابهام باشند و حتی اگر دو معنی نیز بتوان بر آن بار کرد، معانی محدود و قابل اطلاق و درست آیه به شمار میآیند که عمل به آنها بهصورت واضح معلوم است. پس همانطور که پیش از این نوشته شد، اگر کسی بخواهد به یک نفر دیگر دستور دهد که کاری انجام دهد، نمیآید کلام خودش را بهصورت مبهم و آرایهآمیز بیان کند تا او متوجه مقصود اصلی او نشود و به طریق اولی، خدا که قصد هدایت متقین را دارد، این کار را نخواهد کرد و طبق خود آیه نکرده است. پس هم خود آیات و هم عقل سلیم ما را برحذر میدارد که احکام ابدی قرآن را بهگونهای تفسیر کنیم و یا پرسشهایی ایجاد کنیم که مانع از عمل شوند. این شبیه همان کاری است که بنیاسرائیل با درخواست خدا کردند؛ وقتی به آنان دستور داده شد تا گاوی را بکشند، اگر همان دم گاوی را میکشتند، حکم خدا را اجرا کرده بودند، اما با سؤالهای مکرر حکم خدا را تعطیل میکردند تا خدا دقیقتر و دقیقتر بیان کند. اما حالا که وحی منقطع است و دل اولیا محل نور خدا، پرسش از آیات محکم و تفسیر آیات محکم روا نیست و نه عاقلانه و نه سازگار با منطق و متن قرآن است.
