آیا «من»، «بدن» است؟
در میان همه چیزهایی که میشناسیم، یک چیز هست که شناختمان از آن با همه چیز فرق دارد: خودِ “من”. بدنم را میبینم، لمس میکنم، و مثل هر چیز دیگری از راه حواس میشناسم. اما “خودم” را جور دیگری میشناسم؛ از درون، بیواسطه، با یک یافتِ مستقیم که نیازی به چشم و دست ندارد. پرسش اینجاست: آیا این “من” همان “بدن” است؟ آیا میتوان خودآگاهی را به فیزیولوژی فروکاست؟ آنچه در پی میآید، پنج استدلال مستقل است برای اثبات اینکه “من” حقیقتی متمایز از بدن است و نمیتوان آن را به جسم و اجزایش تحویل برد.
