برای سال ها/ ترجمه شعری از سارا تیزدیل
در شب چشمانم را می بندم و می بینم جماعت بیگانه ای که از کنارم می گذرد سال هایی که گذشتند پیش از آن که چهره ات را دیده باشم آن ها مرا در وقار اندوهباری جاگذاشتند آن ها گذشتند، سال های محجوب زودرنج من چون آن که می کوشد …
