المواقف و المخاطبات ( الف لام میم) – موقف کبریا

المواقف و المخاطبات ( الف لام میم) – موقف کبریا

المواقف و المخاطبات نفرّی

ترجمه الف لام میم

موقف کبریا

مرا در کبریایش نگاه داشت و به من گفت من ظاهری هستم که ظهورش او را عیان نمی کند. و باطنی هستم که باطن ها به درک علمش نمی رسند.

و به من گفت آغاز کردم و آفریدم در حالی که هیچ چیزی از من نیست و من از هیچ چیزی نیستم. و باز گشتم و جمعیت را در آن خلق کردم پراکندگی ها را به جمعیت رساندم و امور متباین را به هم الفت دادم.

و به من گفت هر بنده ای زبان مرا نمی شناسد تا خطابش کنم و نه هر بنده ای ترجمان مرا در می یابد تا با او سخن بگویم.

و به من گفت اگر قدرت همه چیز را برای یک چیز جمع کنم. و معرفت هرچیزی را در اختیار یک چیز قرار دهم و نیروی همه چیز را برای یک چیز ثابت گردانم. بار معرفت مرا با محو شدن خودش به دوش نمی کشد و بر همراهی من با فقدان وجد خودش شکیبایی نکند.

و به من گفت همه نورها از نور ظهور من آشکار می شوند و به نور ظهور من افول می کنند و تاریکی ها از فقدان غایات من آشکار می شوند و به فقدان غایات من بر می گردند.

و به من گفت کبریا همان عزت است و عزت همان قرب است و قرب نوری است بیرون از علم جهانیان.

و به من گفت اولیای من در پیشگاه من ایستاده، سه اند. واقف به عبادت که با کرم خود خود را به او می شناسانم. واقف به علم که با عزت خود را به او می شناسانم. و واقف به معرفت که با غلبه خود را به او می شناسانم.

و به من گفت کرم با وعده زیبا به سخن آمد و عزت با اثبات قدرت به سخن آمد و غلبه با زبان قرب به سخن آمد.

و به من گفت واقفانِ به من واقفان به هر موقفی هستند و در عین حال از هر موقفی بیرون اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *