المواقف و المخاطبات ( الف لام میم)- موقف قرب

المواقف و المخاطبات ( الف لام میم)- موقف قرب

بسم الله الرحمن الرحیم

المواقف و المخاطبات

الف لام میم

موقف قرب

مرا در موقف قرب نگاه داشت و به من گفت نسبت به من هیچ چیزی از چیزی دور نیست و نسبت به من هیچ چیزی به چیزی نزدیک نیست جز بر پایه حکم اثباتی من بر آن در قرب و بعد.

و به من گفت: بُعد را با قرب می شناسی و قرب را با وجود. و من آنم که قرب را خوش نمی آیدش و وجود را به سویش پایانی نیست.

و به من گفت: نزدیک ترین علومِ قرب آن است که آثار نظر مرا در هرچیزی ببینی و آن بر تو سیطره اش بیشتر باشد از معرفت تو به آن.

و به من گفت: قربی که تو می شناسی به نسبت با قربی که من می شناسم چون معرفت توست نسبت به معرفت من.

و به من گفت: بُعد مرا نشناختی و قرب مرا نشناختی و وصف مرا آن چنان که وصف من است نشناختی.

و به من گفت: من نزدیکم نه چون نزدیکی چیزی به چیزی دیگر، و من دورم نه چون دوری چیزی نسبت به چیزی دیگر.

و به من گفت: قرب تو بُعد تو نیست و بُعد تو قرب تو نیست، و من نزدیکِ دورم قرب همان بُعد است و بُعد همان قرب.

و به من گفت: قربی که تو می شناسی مسافت است و بُعدی که تو می شناسی مسافت است و من نزدیکِ دورم بی مسافت.

و به من گفت: من نزدیک ترم به زبان از زبانش آن گاه که زبان گشاید. آن که مرا شهود کند ذکر نکند و آن که ذکرم کند شهود نکند.

و به من گفت: شاهد ذاکر اگر حقیقت نباشد آن چه شهود می کند حجاب اوست، آن چه ذکر می کند (حجاب اوست)

و به من گفت: هر ذاکری شاهد نیست و هر شاهدی ذاکر نیست.

و به من گفت خود را به تو شناساندم و مرا نشناختی این همان بُعد است و قلب تو مرا دید و مرا ندید این همان بُعد است.

و به من گفت: مرا می یابی و نمی یابی این همان بُعد است. مرا وصف می کنی و مرا به صفت من در نمی یابی این همان بُعد است. خطاب مرا به خودت از قلبت می شنوی و این خطاب از من است . این همان بُعد است. خودت را می بینی و من از دیدن تو به تو نزدیک ترم این همان بُعد است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *